من شکستم آری تو شکستم دادی
من غریبم آری تو غریبم کردی
تو مرا هموچون شمع از سر جورو جفا سوزاندی
تو مرا سوزاندی تو مرا بر در و دیوار بدی کوباندی
تو مرا از بودن؛ تو مرا از ما؛تو مرا ترساندی
تو مرا از فردا... تو مرا از دریا...تو مرا ترساندی
من اسیرم آری تو اسیرم کردی
بی خبر از باران تو کویرم کردی
از شراب دوری تو چه سیرم کردی
من شکستم آری تو شکستم دادی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ساعت 22:35 توسط م....
|
تو چه گفتی سهراب؟؟