ب سادگی رفت...نه اینکه دوستم نداشت نه!!
فهمید خیلی دوستش دارم!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 16:52 توسط م....
|
درد يک پنجره را پنجره ها ميفهمند
معني کور شدن را گره ها ميفهمند
سخت بالا بروي ، ساده بيايي پائين
قصه تلخ مرا ، سرسره ها ميفهمند .
مـَטּ زטּ هستمـ وُ تو مـَرב ...
اما ... نگراטּ نباش بـﮧ ڪسے نخواهمـ گــُفت :
ڪـﮧ בر پَسـﮧ مُشکلـات وُ בرב هایــے ڪﮧ تو بَرایمـ ساختـے وُ تحمل کرבمـ
בر پَسـﮧ نامرבے... وَ نامہربانے ڪﮧ בیـבمـ وُ בمـ نزבمـ !
בر پَسـﮧ بــے معرفتے هایـے ڪـﮧ בیـבمـ وُ معرفت هـایـے ڪـﮧ بـﮧ خرج בاבمـ ...
مـَטּ " مــَرבتــَر " بوבمـ !!!